دام‌های رایج در طراحی داشبورد (بخش اول)

جادوبی داشبورد دام‌های رایج در طراحی داشبورد (بخش اول)
طراحی داشبورد

داشبورد

دام‌های رایج در طراحی داشبورد (بخش اول)

کیفیت یک داشبورد طراحی شده ممکن است متاثر از یک اشتباه کوچک به شدت کاهش یابد. اگرچه دانستن آنچه که باید در طراحی داشبورد از آن دوری کرد، به تنهایی کافی نیست، اما شروع خوبی است تا بتوانیم اشکالات وارد بر فعالیت‌های خود را کاهش دهیم. در دو مقاله پیش رو به ۱۳ اشتباهی که بسیاری از طراحان داشبوردهای مدیریتی مرتکب آن می‌شوند اشاره خواهیم کرد. این اشتباهات در قالب ۶ دام در این مقاله و ۷ دام در مقاله‌ی بعدی ارائه شده‌اند. به منظور درک بهتر، برای هر یک از این دام‌ها مثالی از یک داشبورد واقعی آورده شده است.

دام ۱: فراتر رفتن از مرزهای یک صفحه‌ی واحد

دام ۲: فراهم ساختن زمینه‌ی ناکافی برای داده‌ها

دام ۳: نمایش بیش‌ازحدّ جزئیات یا ریزه‌کاری‌ها

دام ۴: بیان سنجش‌ها به‌صورت غیرمستقیم

دام ۵: انتخاب رسانه­­‌ی نامناسب برای ارائه­‌ی مطلب 

دام ۶: ایجاد تنوع بی‌­معنا


دام ۱: فراتر رفتن از مرزهای یک صفحه‌ی واحد

دیده شدن همزمان اطلاعات برای مخاطبان بسیار خوشایند خواهد بود. این نکته نه تنها موجب صرفه‌جویی در وقتشان می‌شود، بلکه تصویر جامعی را از وضعیت کسب‌وکارشان به آن‌ها ارائه خواهد کرد که تحلیل‌های آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این تصویر کلی بینشی عمیق و جدید را در مورد وضعیت کسب‌وکار به صاحبان کسب‌وکار ارائه می‌کند. وقتی که بیننده مجبور شود برای حرکت به پایین یا کنار صفحه، دید خود نسبت به برخی اطلاعات را از دست بدهد، یا برای مشاهده‌ی بقیه‌ی مطلب از صفحه‌ای به صفحه‌ی دیگر برود، آن‌گاه این دید کلی از بین می‌رود. بخشی از مشکل برای این است که ما تنها قادر به نگهداری هم‌زمانِ قطعات اندکی در حافظه‌ی کوتاه‌مدت خود هستیم. اتکا به چشم ذهنمان برای حفظ تصویری که دیگر قابل مشاهده نیست، تقریبا بی‌فایده است. دقت کنیم که یکی از مزیت‌های بزرگ یک داشبورد مدیریتی، داشتن چشم‌اندازهای هم‌زمان است، یعنی توانایی دیدن هم‌زمان هرآنچه به آن نیاز دارید.

حافظه‌ی انسان ضعیف است. از این رو نباید داشبورد طراحی شده به صورتی باشد که برای مشاهده و مقایسه‌ی اطلاعات مختلف، لازم باشد که به صفحات گوناگون رفت‌وآمد کرد.

در کنار طراحی داشبوردی که برای دیدن همه‌چیزِ آن باید به این‌طرف و آن‌طرف رفت، داده‌ها نیز اغلب در میان صفحات مجزا تجزیه می‌شوند. داشبورد زیر داده‌هایی را که یک مدیر فروش نیاز به بررسیشان دارد، به تکه‌های کوچکی تقسیم می‌کند که با به‌کارگیری لیست‌باکس‌ها انتخاب شده‌اند. به عنوان نمونه برای دیدن هفت معیار اصلی که در گوشه‌ی سمت چپ بالای صفحه نمایش داده شده‌اند، بیننده باید آن‌ها را جداگانه انتخاب و مشاهده نماید؛ یعنی امکان مشاهده همزمان آنها وجود ندارد. همین نکته درمورد درآمد محصول، درآمد منطقه‌ای و … نیز صدق می‌کند. با این طراحی، بیننده هرگز نمی‌تواند عملکرد محصولات یا مناطق را با هم مقایسه کند. وقتی با تصویر بزرگ ارزشمندی روبه‌رو هستیم، تجزیه‌ی آن به مجموعه‌ای از تصاویر کوچکِ مجزا، اشتباه است.

 این داشبورد فروش، داده‌ها را به قطعات بسیاری تجزیه کرده و از بیننده می‌خواهد بدون امکان دیدن کلیت تصویر، تکه‌های مجزا را انتخاب نماید.
این داشبورد فروش، داده‌ها را به قطعات بسیاری تجزیه کرده و از بیننده می‌خواهد بدون امکان دیدن کلیت تصویر، تکه‌های مجزا را انتخاب نماید.

دام ۲: فراهم ساختن زمینه‌ی ناکافی برای داده‌ها

داشبوردها به‌ عنوان یکی از راه‌های نظارت بر آنچه در کسب‌وکار اتفاق می‌افتد، اغلب با اندازه‌گیری‌های کمّیِ رخدادهای فعلی سروکار دارند. با این‌ وجود، اندازه‌گیری‌ آنچه در کسب‌وکار اتفاق می‌افتد، به ندرت در قالب یک عمل انفرادی، کارایی مناسبی دارند؛ آن‌ها نیازمند پشتیبانی درست از جانب یک گروه هستند تا بتوانند پیامشان را منتقل کنند. مثلا بیان اینکه مجموع فروش سه‌ماهه تا این تاریخ ۷۳۶۵۰۲ دلار بوده، بدون اینکه هیچ زمینه‌ و سابقه‌ای برایش فراهم شده باشد، معنای چندانی نمی‌دهد. سوالی که بعد از ذکر این عدد بیان می‌شود این است که این عدد خوب است یا بد؟ چقدر خوب یا بد است؟ آیا ما در مسیر درست هستیم؟ آیا اوضاع بهتر از قبل شده است؟ سابقه و زمینه‌ی درست برای اندازه‌گیری‌های کلیدی، به اعدادی که صرفاً بر روی صفحه دیده می‌شوند، معنای متفاوتی بخشیده و آن‌ها را به اطلاعاتی تبدیل می‌کند که وضعیت را روشن ساخته و موجب تصمیم‌گیری درست می‌شود.

اندازه‌گیری آنچه در حال وقوع است، می‌تواند با فراهم شدن یک یا چند سنجش مقایسه‌ای بهبود یابد، مثل قیاس با یک هدف مشخص یا مقداری تاریخچه و هم‌چنین روش‌های بصری سریعی برای ارزیابی وضعیت کیفی سنجش (مثل خوب، رضایت‌بخش، یا بد). به‌عنوان مثال، سنجش زیر می‌توانست به‌سادگی با ذکر تاریخچه و روند آن مفیدتر ارائه شود، اما خیلی کمتر از قابلیت خود ظاهر شده است. این سنجش، جز اینکه نشان دهد برآورد درآمد خالص حدود سه و نیم میلیون دلار بوده است، چیز دیگری به ما نمی‌گوید.

داشبوردهای مدیریتی، نوعاً برای سنجش‌هایی که ارائه می‌دهد، اطلاعاتی تاریخی و سابقه‌ای را فراهم می‌سازد. 
داشبوردهای مدیریتی، نوعاً برای سنجش‌هایی که ارائه می‌دهد، اطلاعاتی تاریخی و سابقه‌ای را فراهم می‌سازد.

یک مقیاس کمّی بر روی یک نمودار، مثل چیزی که علامت‌های تیکِ (✓) روی این سنجه (gauge) نشان می‌دهند، قرار است به ما کمک کند تا آن را تفسیر کنیم، اما در صورتی می‌تواند این کار را به‌نحو مؤثرتری انجام دهد که روی درجه‌ها برچسب (label) عددی خورده باشد. وقتی از پایینِ سمت چپ نمودار فوق شروع کنید، یعنی نقطه‌ی آغاز آن که با ۲ میلیون دلار مشخص شده، می‌توانید بفهمید که هر یک از علامت‌های تیک (✓)، چه چیزی را نشان می‌دهد. این نوع نمودارها فضای زیادی را اشغال می‌کنند درحالی‌که اطلاعات بسیار اندکی به ما می‌دهند. می‌توان اطلاعات مهمتری را نشان داد بدون اینکه نیازی به گیج کردن مخاطب با انبوهی از داده‌ها باشد. باید به اندازه‌ای اطلاعات داده شود که برای معنا بخشیدن به داده‌ها کفایت کند.

دام ۳: نمایش بیش‌ازحدّ جزئیات یا ریزه‌کاری‌ها

داشبوردها برای رسیدن به هدف خود یعنی نظارت سریع بر داده‌ها، نباید اطلاعاتی را نشان دهند که بیش از حدّ ضرورت، جزئی یا دقیق هستند. انجام چنین کاری، مخاطب را وادار به پردازش داده‌هایی می‌کند که با اصل مطلب بی‌ارتباط است. جزئیات یا سنجش‌های بسیار دقیق (مثلاً ۳.۸۴۸.۳۰۵/۹۳ دلار به جای ۳.۸۴۸.۳۰۶ دلار یا شاید حتی ۳.۸ میلیون دلار) بدون هیچ فایده‌ای، سرعت درک مخاطبین از داشبورد را پایین می‌آورد.

در یک داشبورد مدیریتی به هیچ وجه نباید در جزئیات بسیار ریز شد. این کار نه تنها بی‌فایده است، بلکه چون باعث درگیر شدن ذهن مدیران به چیزهای بی‌اهمیت می‌شود، بسیار مضر هم هست.

در مثال زیر دو قسمت قرارداده شده در کادرهای قرمز را بررسی کنید. بخش پایین‌تر سمت راست، از چهار تا ده رقم اعشار را برای هر اندازه‌گیری نشان می‌دهد، که شاید در برخی زمینه‌ها مفید باشد، اما بعید است که در یک داشبورد مدیریتی به درد بخورد. بخش مشخص‌شده‌ی بالاتر تصویر، زمان را در حدّ ثانیه‌ها نشان داده، که در این زمینه افراطی به‌نظر می‌رسد. هر بخش غیرضروریِ اطلاعات در یک داشبورد، منجر به اتلاف وقت می‌شود، هنگامی که زمان اهمیت به سزایی دارد، غیرقابل‌تحمل است.

 این داشبورد، سطوحی از جزئیات و ریزه‌کاری‌ها را نشان می‌دهد که نه تنها غیر ضروری است، بلکه بی‌فایده است.
این داشبورد، سطوحی از جزئیات و ریزه‌کاری‌ها را نشان می‌دهد که نه تنها غیر ضروری است، بلکه بی‌فایده است.

دام ۴: بیان سنجش‌ها به‌صورت غیرمستقیم

برای ارائه‌ی سنجش‌ها به‌شکل مناسب، باید دقیقاً بفهمید که بینندگان داشبورد نیاز به دیدن چه چیزی دارند و قصد دارند از این اطلاعات چطور استفاده کنند. برای معنادار بودن یک سنجش، مخاطب باید بداند چه چیزی اندازه‌گیری شده و این اندازه‌گیری با چه واحدهایی بیان شده است. اگر یک سنجش نتواند به‌شکل مستقیم، واضح و مؤثر معنایی را که بیننده‌ی داشبورد باید بفهمد، به او ارائه کند، آن‌وقت آن سنجش به هدف خود نمی‌رسد. اگر بیننده فقط نیاز دارد بداند که درآمد فعلی چقدر با درآمد بودجه‌بندی شده تفاوت دارد، به‌جای نمایش میزان درآمد فعلی یعنی ۷۶.۹۳۴ دلار و مقدار درآمد بودجه‌بندی شده یعنی ۸۵.۰۰۰ دلار و گذاشتن وظیفه‌ی محاسبه‌ی تفاوت میان آن‌ها بر دوش بیننده، چرا مقدار اختلاف را مستقیماً نشان ندهیم؟ هم‌چنین، در بسیاری از موارد، به‌جای نمایش مقدار واریانس ،مثلاً ۸.۰۶۶- دلار، به‌سادگی می‌توان اختلاف را به شکل درصد، مثلاً ۱۰٪- بیان کنیم. درصد به‌جای اختلاف خام (مثلاً به دلار)، به‌شکل واضح‌تری توجه ما را به عملکرد مجموعه (و واریانس) جلب می‌کند.

علاوه‌براین، درصدها مقایسه‌ی واریانس‌های موارد متعدد را آسان‌تر می‌کند، به ویژه هنگامی که مقادیر واقعیشان به‌طرز معناداری در مقیاس تفاوت دارند (مثل واریانس‌های واقعی از هزینه‌های بودجه‌بندی شده برای چند سازمان که هریک بودجه‌ی خودشان را دارند). مقدار ۵۰۰۰ دلار هزینه‌ی بیشتر از بودجه برای یک سازمان کوچک، مشکل‌سازتر خواهد بود تا ۵۰۰۰۰ دلار هزینه‌ی اضافه بر بودجه برای سازمانی بزرگ، اما این فقط درصورتی‌ که واریانس به درصد بیان شده باشد معلوم می‌شود.

نمودار واریانس زیر همین نکته را نشان می‌دهد. با این حال حتی اگر هدف چنین نموداری نمایش مقدار تفاوت هزینه‌های فعلی با هزینه‌های برنامه‌ریزی شده باشد، باز هم برای پی بردن به آن، مخاطب با کار دشواری روبه‌رو است.

این نمودار نمی‌تواند مقدار واریانس را به‌شکل مستقیم نشان دهد.
این نمودار نمی‌تواند مقدار واریانس را به‌شکل مستقیم نشان دهد.

با این‌ وجود، می‌شد واریانس را به‌شکل مستقیم و واضح‌تری ارائه کرد؛ یعنی هزینه‌ی بودجه‌بندی شده را به‌عنوان خط مرجعِ ۰٪ کدگذاری نموده و واریانس را به‌عنوان خطی که بالا و پایین آن در حرکت است نشان داد، طوری که با واحدهای درصد مثبت و منفی بیان شود.

این نمودار به‌صورت مستقیم واریانس میان هزینه‌ی واقعی و بودجه‌بندی‌شده را نشان داده و مشاهده و ارزیابی آن را بسیار ساده‌تر می‌سازد.
این نمودار به‌صورت مستقیم واریانس میان هزینه‌ی واقعی و بودجه‌بندی‌شده را نشان داده و مشاهده و ارزیابی آن را بسیار ساده‌تر می‌سازد.

 

دام ۵: انتخاب رسانه­­‌ی نامناسب برای ارائه­‌ی مطلب 

یکی از رایج‌­ترین اشتباهات طراحی (نه ­تنها در داشبورها، بلکه در تمامی اشکال ارائه­‌ی داده) استفاده از یک نمودار در وقتی است که نمایش جدول اعداد مؤثرتر است و برعکس. اما رایج‌­تر و فاحش‌­تر از آن، استفاده از نوع نامناسبی از نمودار برای داده‌­­ها و انتقال پیام آن‌ها است.

بدون برچسب مقادیر بر روی نمودار دایره‌­ای زیر، که از یک داشبورد برگزیده شده، صرفاً می‌­توان فهمید که فرصت‌­های قرار گرفته در رده­‌ی «نسبتاً خوب» بزرگترین گروه را تشکیل می‌­دهند، آن‌هایی که به­ عنوان «فروش میدانی (Field Sales) – بسیار بالا» رده‌­بندی شده‌­اند، گروه کوچکی را تشکیل می‌­دهند، و اندازه‌­ی بقیه‌­ی رده‌­ها تقریباً برابر است. اگر مجبور باشید برای تعیین نحوه‌­ی ارتباط بخش‌­های یک نمودار دایره­ای با یکدیگر، اعداد را بخوانید، آن ­وقت بهتر است در عوض نمودار از یک جدول استفاده کنید. هنگامی که خود تصویر چیز مهمی را آشکار می‌­سازد که نمی‌­توان آن را با جدولی از اعداد بیان کرد، از نمودار بهره می‌­گیریم. بخش­‌های این نمودار را نمی‌­توان بدون خواندن اعداد مربوطه به­­ شکل مفیدی تفسیر کرد، پس این تصویر به چه درد می­‌خورد؟

نمودار دایره­‌ای اغلب در نشان دادن نحوه‌­ی ارتباط عناصر مجزا با یکدیگر و با کل موارد، ضعیف عمل می­‌کند.
نمودار دایره­‌ای اغلب در نشان دادن نحوه‌­ی ارتباط عناصر مجزا با یکدیگر و با کل موارد، ضعیف عمل می­‌کند.

با این ­وجود، نمودار میله‌­ای زیر، همان داستان نمودار دایره‌­ای بالا را می‌گوید، اما این کار را به ­شکل واضحی انجام می‌­دهد، چرا که ابزار بهتری برای نمایش این اطلاعات است.

این نمودار میله­‌ای، انتخاب مناسبی برای انتقال سریع ارتباط میان این موارد مجزاست، چنانکه آن‌ها با هم و با کل مجموعه در ارتباطند.
این نمودار میله­‌ای، انتخاب مناسبی برای انتقال سریع ارتباط میان این موارد مجزاست، چنانکه آن‌ها با هم و با کل مجموعه در ارتباطند.

دام ۶: ایجاد تنوع بی‌­معنا

این اشتباه، با مورد قبلی که بررسی کردیم، ارتباط تنگاتنگی دارد. مردم اغلب بعد از چند بار استفاده کردن از یک ابزار نمایش اطلاعات (نمودار میله‌­ای و غیره) در داشبورد، از آن کمتر استفاده می‌کنند. علت این امر به ­نظر ما این احساس است که حوصله­‌ی مخاطب از یکنواختی سر خواهد رفت. تنوع، چاشنی زندگی است، اما اگر تنها به­ خاطر تنوع در یک داشبورد نمودارهای مختلفی را به­ کار ببریم، تصویر آزاردهنده­‌تری را برای مخاطب خواهیم ساخت.

تنوع، چاشنی زندگی است، اما اگر تنها به­ خاطر تنوع در یک داشبورد، نمودارهای مختلفی را به­ کار ببریم، تصویر آزاردهنده­‌تری را برای مخاطب خواهیم ساخت.

شما باید همواره روش‌­هایی را برای ارائه برگزینید که بهترین عملکرد را داشته باشند، حتی اگر این مسئله منجر به داشتن داشبوردی شود که فقط با نمونه­‌های متعددی از یک نوع نمودار، پر شده باشد. اگر در حال ارائه‌ی اطلاعات به مخاطبانی هستید که به آن‌ اطلاعات شدیدا نیاز دارند تا کارشان راه بیافتد، در این حالت در صورتی که داده‌­ها به شیوه‌­ی یکسانی نمایش داده شده باشند، مخاطب شما از آن شیوه‌ی یکسان ارائه‌ی اطلاعات خسته نخواهد شد. اما اگر مجبورشان کنید برای گرفتن اطلاعات مورد نیازشان، به ­خاطر وجود تنوع غیرضروری، زمان بیشتری را بگذارند، قطعاً از داشبورد ناراضی خواهند بود. در واقع، انسجام­‌بخشی به‌ ­معنای نمایش داده‌­ها در زمان مناسب، به بینندگان اجازه می‌­دهد که از استراتژی ادراکی مشابهی برای تفسیر داده­‌ها استفاده کنند. این موضوع موجب می شود که در وقت و انرژی آن‌ها صرفه‌­جویی شود. داشبورد زیر تنوع لجام­‌گسیخته ای را نشان می‌­دهد.

ظاهراً ابزار نمایشی در این داشبورد، بیشتر به­ خاطر تنوع آن انتخاب شده است تا بر اساس گزینش مناسب بیان هر نوع از داده‌­ها
ظاهراً ابزار نمایشی در این داشبورد، بیشتر به­ خاطر تنوع آن انتخاب شده است تا بر اساس گزینش مناسب بیان هر نوع از داده‌­ها

برچسب ها :

درج دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*