۱۰ پیشنهاد برای طراحی عالی داشبورد

جادوبی بصری سازی, داشبورد مدیریتی, مجله جادوبی ۱۰ پیشنهاد برای طراحی عالی داشبورد
طراحی داشبورد

بصری سازی داشبورد مدیریتی مجله جادوبی

مزایای طراحی داشبورد خوب

اگر اهل دوچرخه سواری حرفه ای باشید، احتمالاً اصطلاح «دامستیک» را قبلاً شنیده اید. برای آن هایی که با دوچرخه­ سواری حرفه ای آشنا نیستند، باید بگویم که دامستیک اصطلاحی فرانسوی است و به عنوان «خدمتکار» ترجمه می ­شود. دامستیک ­ها قهرمانان خاموش دنیای دوچرخه­ سواری هستند. آن ها سوارانی هستند که بطری­ های آب را از ماشین تیم گرفته و به بقیه­ ی اعضای گروه می­ رسانند. سوارانی که اگر رهبران گروه دور از چشمِ ماشین تیم با مشکل فنی مواجه شوند، دوچرخه یا چرخ خود را به آن ها می ­دهند. دامستیک­ ها سوارانی هستند که با ازخودگذشتگی رکاب می­ زنند، اما هرگز به پیروزی در یک مسابقه دست نمی ­یابند و مطمئناً هرگز به افتخار و ستایشی که سزاوار آن هستند، نمی ­رسند.

اما داشبوردها چه ربطی با دامستیک­ ها دارند؟ از یک نظر همچون دامستیک­ ها، داشبوردها نیز قهرمانان خاموش دنیای دیجیتال هستند. هر دوی آن ها پیوندزن هستند. به ­شکلی خستگی­ ناپذیر در پشت پرده کار می ­کنند، بدون آنکه کوچکترین جایزه و تقدیری دریافت کنند. هم­چنان که دوران دیجیتال، داده ­های بیشتر و بیشتری را برای ما به ارمغان می آورد، داشبوردها نیز اهمیت  بیشتری پیدا می کنند. داشبوردها (یا حداقل داشبوردهای خوب) ما را از غرق شدن در این دریای داده نجات می­ دهند. آن ها به کاربران کمک می ­کنند که داده­ ها را کاوش کنند، آن ها را تفسیر کنند و از موضوعی که نیازمند دانستن در مورد آن هستیم اطلاعات کسب کنیم. هر داشبوردی این مزیت ها را ندارد و تنها داشبوردهایی که عالی طراحی شده باشند، می توانند این دستاوردها را برای ما به همراه داشته باشند.
در اینجا ۱۰ دستورالعمل کلیدی آورده شده که هنگام طراحی داشبورد دیجیتال باید آن ها را به ­خاطر داشته باشیم.

۱- از کاربران شروع کنید نه از داده ­ها!

۲- با سیل داده ­ها کاربر را خفه نکنید!

۳- یک نگاه اجمالی تهیه کرده و به کاربران اجازه دهید به سطوح پایین ­تر داده بروند

۴- از بصری سازی هایی استفاده کنید که به کاربران کمک می­ کند

۵- کاربران را یاری کنید تا مسیر خود را آسانتر بیابند

۶- یک داشبورد تمیز و منظم داشته باشید

۷- از رنگ برای به­ تصویر کشیدن داده­ ها استفاده کنید

۸- در جای ضروری کمک و راهنمایی فراهم کنید

۹- از بصری سازی، زبان، آیکون ها و الگوهای طراحی استفاده کنید که کاربران با آن ها آشنا هستند

۱۰- آزمون و تکرار با کاربران


۱- از کاربران شروع کنید نه از داده ­ها!

یک داشبورد ذاتاً چیست؟ چیزی بیشتر از بازنمایی بصری صرف داده ­ها، یا راهی خوب برای نمایش آن هاست. استفاون فیو (Stephen Few) نویسنده­ ی کتاب طراحی داشبورد اطلاعاتی، «داشبورد اطلاعاتی» را این­طور معنا می ­کند:

«بازنمایی بصری مهم­ترین اطلاعات مورد نیاز برای دست­یابی به یک یا چند هدف»

می ­بینید که داشبورد یا دست­ کم داشبوردی که خوب طراحی شده، به ­هیچ ­وجه در مورد داده­ های خام نیست، بلکه درباره ­ی اطلاعات است. داشبورد مناسب، امکان پاسخگویی به سوالات را برای کاربران فراهم می آورد. سوالاتی مثل «کارها چطور پیش می ­روند؟ در حال حاضر باید نگران چه چیزی باشم؟ امروز رئیس راجع به چه چیزی از من سوال می ­کند؟». بدون دانستن این سوالات، و بدون دانستن اینکه اطلاعات مهم کدامند، چگونه امکان دارد بتوانید یک داشبورد عالی طراحی کنید؟ در واقع این نشدنی است. می ­توانید داده ­ها را روی یک صفحه بیاندازید به امید اینکه کاربران به ­نحوی قادر به استفاده از آن ها جهت پاسخ­گویی به سوالاتشان خواهند بود، اما اگر از داده ­ها شروع کنید آن­ وقت به احتمال زیاد به بیراهه رفته ­اید.

با شروع کردن از کاربران می ­توانید مهم­ترین اطلاعات را تعیین کنید. می ­توانید بفهمید اهداف کاربران چه چیزهایی هستند و آن ها سعی در پاسخ­گویی به چه نوع سوالاتی دارند. می ­توانید دریابید که داشبورد مورد نظر احتمالاً در کدام زمینه مورد استفاده قرار می ­گیرد و در نهایت می ­توانید داشبوردی بسازید که واقعاً برای کاربران مفید باشد.

در مرحله ی شروع طراحی داشبورد باید دریابید که اهداف کاربران چه چیزهایی هستند و آن ها سعی در پاسخ­گویی به چه نوع سوالاتی دارند.

بنابراین در واقعیت، شروع کردن از کاربران به چه معناست؟ یعنی صحبت کردن با کاربران پیش از اینکه دست به هیچ داده­ ای بزنید. یعنی از آن ها بپرسید نیاز به دانستن چه نوع اطلاعاتی دارند؛ نیاز به پاسخگویی به چه نوع سوالاتی دارند و اهداف غایی آن ها کدامند. یعنی دریابید که کاربران یک داشبورد، چه ­کسانی خواهند بود، چه ­چیزی آن ها را تحریک می ­کند و نیازها و شرایط آن ها چگونه است. یعنی دریابید که داشبورد در کجای مسیر حرکت آن ها جای می ­گیرد، چگونه به آن دسترسی خواهند داشت و اصلاً آیا در وهله ­ی اول به داشبورد نیاز دارند یا خیر؟ این نوع سوالات اغلب از طریق مصاحبه­ با کاربران، بهتر پاسخ داده می ­شوند. در حالت ایده ­آل برای گرفتن تمامی این داده­ های کیفی، می ­بایست با نمونه­ ای مناسب از کاربران سطوح مختلف مصاحبه کنید، و سپس با استفاده از داده ­های کمّی، آن ­ها را تکمیل کنید.

۲- با سیل داده ­ها کاربر را خفه نکنید!

اغلب به این فکر کرده ­ایم که یک داشبورد بد طراحی شده، اندکی شبیه به عکس «والی کجاست؟» (?Where’s Wally) . تصویر زیر را ببینید.

داشبوردها نباید مشابه عکس «والی کجاست؟» باشند!
داشبوردها نباید مشابه عکس «والی کجاست؟» باشند!

والی یک شخصیت کارتونی بامزه است که باید آن را در یک تصویر پیدا کنید. معمولاً این کار آسان است، اما خیلی چیزها در این تصاویر در جریان هستند. مزاحمت بصری زیادی در آن ها وجود دارد که پیدا کردن والی کوچولوی پیر را دشوار می ­سازد. شما همواره ۵ دقیقه برای یافتن این دوست کوچک تلاش می ­کنید و سپس به ­محض پیدا کردنش او را گم می ­کنید. این، شکلی از شکنجه ­ی ذهنی عجیب ولی لذت ­بخش است. با این همه، چیزی نیست که بخواهید در دنیای طراحی داشبورد آن را به ­کار ببندید. فرو ریختن انبوهی از داده ­ها بر سر کاربران مثل این است که مزاحمت بصری زیادی ایجاد کرده­ باشید و آن ها قادر به یافتن والیِ خود یعنی دانش کلیدی نشوند و فقط از شدت تلاش کردن سردرد بگیرند.

«یافتن اینکه والی کجاست ممکن است در قالب یک بازی سرگرم ­کننده باشد، اما برای کسی که از داشبورد استفاده می­ کند این­طور نیست.»

زمانی بر روی اطلاعات تمرکز کنید که بخواهید آن را در یک داشبورد به کاربران ارائه دهید. یک سوال کلیدی که باید همواره به آن پاسخ دهید این است: آیا این اطلاعات حقیقتاً برای کاربران مفید هستند؟ اگر این­طور است، آن ها را در داشبورد قرار دهید. اگر این­طور نیست، آن ها را به نمایش نگذارید. همچنین نباید بیش از حد داده­ های پردازش ­نشده را به کاربر تحمیل کنید. وقتی همه­ ی آنچه او می ­خواهد خوردن کیک است، تمامی مواد لازم برای تهیه­ ی کیک را برای او ارائه ندهید.

۳- یک نگاه اجمالی تهیه کرده و به کاربران اجازه دهید به سطوح پایین ­تر داده بروند

یک داشبورد عالی باید شبیه یک روزنامه­ ی باکیفیت باشد. نه مثل روزنامه­ هایی که روزنامه ­فروش­ های نوجوان درب خانه­ تحویلتان می ­دهند، باید بتوانید آن را بردارید، نگاهی به صفحه­ ی اولش بیاندازید و نسبت به مهم­ترین مطالب آن، ایده­ ی نسبتاً خوبی به ­دست آورید. اگر خواستید بیشتر بدانید آن ­وقت است که می ­توانید به ­سراغ بقیه­ ی روزنامه بروید، اما می ­بایست در صفحه­ ی اول ، نگاه کلی نسبتاً خوبی به شما ارائه دهد.

در نمای آغازین داشبورد، سعی کنید چنین صفحه­ ی اولی را به کاربران ارائه دهید. بگذارید آن ها مهم­ترین اطلاعات را دیده و اگر خواستند بیشتر بدانند، سراغ اطلاعات سطح پایین ­تر بروند. فکر کنید چطور می ­توانید داده ­ها را به مهم­ترین بخش ­های آن تقلیل داده و قبل از هر چیز از یک طراحی بصری خوب، برای ارائه­ ی مهم­ترین اطلاعات استفاده کنید.

داشبورد تحلیلی بالا، در ارائه ­ی نمایی کلی با داده­ های بیشتری در پس آن، خوب عمل می­ کند.
داشبورد تحلیلی بالا، در ارائه ­ی نمایی کلی با داده­ های بیشتری در پس آن، خوب عمل می­ کند.

۴- از بصری سازی هایی استفاده کنید که به کاربران کمک می­ کند

بصری سازی داده ­ها یک عامل بسیار مهم در طراحی داشبوردهای مدیریتی است. اگر می توانید از تصویر­سازی­ هایی مثل جداول و نمودارها برای کمک به کاربران استفاده کنید تا داده­ ها را تفسیر و تحلیل کنند، حتما این کار را انجام دهید.

فکر کنید به اینکه چه­ چیزی در تعریف کردن داستان داده ­ها جذاب ­تر خواهد بود. نمودارهای خطی اغلب نسبت به نمودارهای دایره­ ای (Pie chart) ، گزینه بهتری هستند. همچنین از تصویرسازی­ ها و نمودارهای سطح بالا مثل نمودارهای دایره­ ای با قطاع مجزا (Exploding pie chart) یا نمودارهای میله ­ای انباشته (Stacked bar chart) دوری کنید.

تجسمی از داده ­ها ارائه دهید که به کاربران کمک کند نه اینکه کارشان را سخت­تر کند.
تجسمی از داده ­ها ارائه دهید که به کاربران کمک کند نه اینکه کارشان را سخت­تر کند.

۵- کاربران را یاری کنید تا مسیر خود را آسانتر بیابند

این احتمال وجود دارد که یک داشبورد در میان مجموعه­ ی وسیع­تری از داشبوردها قرار داشته باشد. اغلب یک داشبوردِ حاوی نگاه اجمالی وجود خواهد داشت، همراه با ملاحظات جزئی­تری در زیر آن. این بسیار مهم است که کاربران بتوانند نه تنها خودشان را با یک داشبورد وفق دهند، بلکه بین داشبوردهای مختلف نیز به ­راحتی سیر کنند. سعی کنید از الگوهای طراحی راهبری (navigation design pattern) شناخته­ شده مثل پانل سمت چپ (left-hand panel)، یا تب های بالای صفحه استفاده کرده و حتماً آن ها را روی کاربران آزمایش کنید تا از واضح بودنشان اطمینان یابید. برچسب ­ها و نشانه ­های راهنمای واضحی فراهم سازید تا کاربران بدانند برای چه ­چیزی باید کجا بروند. اگر سلسله ­مراتبی نیز برای داشبوردها دارید، راه هایی جهت ردگیری مسیر فراهم سازید تا کاربران را در جهت تشخیص اینکه در حال حاضر کجا هستند، یاری کنند.

عملکرد آنالیز گوگل (Google Analytics) در ایجاد امکان راهبری ساده برای کاربران با استفاده از پانل سمت چپ، فوق ­العاده است.
عملکرد آنالیز گوگل (Google Analytics) در ایجاد امکان راهبری ساده برای کاربران با استفاده از پانل سمت چپ، فوق ­العاده است.

۶- یک داشبورد تمیز و منظم داشته باشید

یک داشبورد خوب می ­بایست بسیار تمیز و مرتب باشد. یک داشبورد خوب نباید هیچ متن غیرضروری یا گرافیک­ و تصاویر بیهوده داشته باشد. جهت کمک به ارتباط دادن بصری اطلاعات مرتبط با هم و حذف هرگونه بی ­نظمی و مزاحمت بصری از داشبورد خود، می ­بایست از اصول طراحی بصری بهره گیرید. مثل فضای سفید، ترازبندی (Alignment) و گروه ­بندی.

یک داشبورد خوب نباید هیچ متن غیرضروری یا گرافیک­ و تصاویر بیهوده داشته باشد.
داشبوردها را با تصاویر پس ­زمینه ­ی نامناسب و بیهوده به­ هم نریزید.
داشبوردها را با تصاویر پس ­زمینه ­ی نامناسب و بیهوده به­ هم نریزید.

۷- از رنگ برای به­ تصویر کشیدن داده­ ها استفاده کنید

استفاده از رنگ، راه فوق ­العاده­ای برای کمک به کاربران جهت تحلیل و تفسیر داده ­ها است. به ­عنوان مثال، شاخص ­های قرمز، کهربایی و سبز می ­توانند برای مخابره ­ی یک وضعیت، و سایه ­های یک رنگ برای بیان ارزش­های بالاتر و پایین­تر، مورد استفاده قرار گیرند. از استفاده­ ی ثابت از یک رنگ اطمینان حاصل کنید. مثلاً، نمی ­خواهید که شاخص سبز در یک داشبورد یک معنی داشته باشد و در داشبورد دیگر معنایی کاملاً متفاوت. هم­چنین در استفاده از رنگ ­ها زیاده ­روی نکنید. چرا که قطعاً نمی ­خواهید که داشبورد شما شبیه به نقاشی بچه ­ای بشود که تمام رنگ ­های رنگین­ کمان را به ­تصویر کشیده است.

آنالیز گوگل به ­خوبی از رنگ برای نشان دادن ملیت کاربران یک سایت استفاده می ­کند.
آنالیز گوگل به ­خوبی از رنگ برای نشان دادن ملیت کاربران یک سایت استفاده می ­کند.

۸- در جای ضروری کمک و راهنمایی فراهم کنید

در حالت ایده­ آل باید خود داشبورد گویا باشد. قطعاً شما نمی­ خواهید که داشبوردتان نیاز به توضیحات زیاد داشته باشد؛ چرا که توضیحات بیش از حد همواره نشان دهنده ی طراحی ضعیف داشبورد است. اغلب کمی کمک و راهنمایی اضافی مفیده فایده خواهد بود، به­ خصوص زمانی که داشبورد به ­ندرت استفاده می­­ شود، یا برای اولین بار به­ کرّات مورد استفاده قرار می ­گیرد. درج یادداشت در جای مفید را در نظر بگیرید. مثلاً، ارائه­ ی اطلاعاتی برای توصیف نمودار یک داده­ ی خاص، یا توضیح مقادیر داده­ ی نمایش داده شده. جهت اجتناب از به­ هم ریختن داشبورد با متون کمکی، اغلب بهتر است آن را در خود متن با کلیک کردن یا حرکت دادن ماوس بر روی علامت یا لینک کمک (Help icon or link)، به نمایش درآورید.

داشبورد مدیریتی مناسب داشبوردی است که در آن همه چیز گویا باشد. ولی طبیعتا در جاهایی که نیاز است کاربر راهنمایی شود، باید این امکان را در داشبورد فراهم کنید تا کاربر سردرگم نماند.

۹- از بصری سازی، زبان، آیکون ها و الگوهای طراحی استفاده کنید که کاربران با آن ها آشنا هستند

سعی کنید از بصری سازی، زبان، شمایل و الگوهای طراحی استفاده کنید که کاربران احتمالاً با آن ها آشنایی دارند. یک تصویرسازی بدیع داده­ ها ممکن است عالی به­ نظر برسد، اما احتمال دارد کاربران در مواجهه با آن سرشان را به دیوار بکوبند! یک قانون کلی این است که اگر یک استاندارد یا الگوی شناخته­ شده وجود دارد که کاربران احتمالاً با آن آشنا هستند، پس باید از آن استفاده کنید، مگر اینکه دلیل بسیاری خوبی برای انجام ندادن این کار داشته باشید.

۱۰- آزمون و تکرار با کاربران

۱۰ دستورالعمل طراحی داشبورد عالی، با کاربران آغاز شد (نه با داده ­ها) و با آن ها نیز به پایان می­ رسد. علتش این است که بدون رجوع مکرر به کاربران و گرفتن درون­داد و بازخورد از جانب آن ها، نمی ­توانید یک داشبورد عالی طراحی کنید. هنگام طراحی یک داشبورد نه­ تنها می ­بایست از کاربران شروع کنید، بلکه باید به­ طور منظم برای بررسی و اعتبارسنجی طراحی ­ها به­ سمت آن ها بازگردید. این­ ها می­ توانند طراحی­ های اولیه به ­شکل مدل­ های اسکلتی (Wireframe یک مدل سه بعدی اسکلتی است که در آن تنها خطوط و رأس ها نمایش داده می شوند) یا حتی گرته­ برداری ­ها باشند، یا ماکت­ های بصری کامل. شما می ­خواهید به سوالاتی نظیر این پاسخ دهید که آیا کاربران، داشبورد موردنظر را می فهمند؟ آیا اطلاعات مهمی از قلم افتاده ؟ آیا اطلاعاتی نشان داده شده که برای کاربران مهم نباشد؟ مهم­تر از همه اینکه می­ خواهید دریابید که آیا کاربران می ­توانند برای دستیابی به اهداف خود از یک داشبورد استفاده کنند. اینجاست که آزمون کارآمدی (Usability testing) وارد عمل می ­شود. از کاربران بخواهید با استفاده از داشبورد موردنظر، کار کنند؛ سپس آنچه انجام می ­دهند، آنچه می ­گویند، و هرنوع مسئله­ ی مربوط به کارآمدی را ثبت کنید. آزمون، تکرار، آزمون، تکرار و دوباره تکرار. این واقعاً تنها راه ساختن یک داشبورد است که نه ­تنها مفید بلکه قابل استفاده نیز خواهد بود.

مطالب پیشنهادی

برچسب ها :

درج دیدگاه

You have to agree to the comment policy.

*