چه تفاوت هایی میان هوش تجاری (BI) و تحلیل تجاری (BA) وجود دارد؟

جادوبی تحلیل داده, هوش تجاری چه تفاوت هایی میان هوش تجاری (BI) و تحلیل تجاری (BA) وجود دارد؟
تحلیل تجاری و هوش تجاری

تحلیل داده هوش تجاری

برای پیشرفت در حرفه ی خود لازم است بدانید که چه چیزهایی کارساز هستند و چه چیزهایی نیستند. همچنین شما باید بدانید چطور می توانید کار خود را بهبود ببخشید. این مسائل برای همه بدیهی است اما نکته ی مهم یافتن راهی برای انجام آن است. ممکن است به دلیل حجم داده، بررسی و انتخاب اطلاعاتی که واقعا نیاز دارید، برایتان سخت باشد. در این شرایط می توانید از دو ابزار تحلیل تجاری (BA) و هوش تجاری (BI) استفاده کنید (البته این دو ابزار محدود به حل این مساله نمی شود و این ابزارها کارکردهای دیگری هم دارند) . شما با این ابزارها می توانید داده های خود را به خوبی و تحلیل کنید.

عناوین و اسم ها چه چیزهایی را در بردارند؟

«تحلیل تجاری» به چه معناست؟

«هوش تجاری» چیست؟

مقایسه ی میان تحلیل های پیشگویانه و توصیفی

تحلیل تجاری بخشی از هوش تجاری است

شاید هم هوش تجاری بخشی از تحلیل های تجاری است!

اصطلاحات مهمتر است یا مفاهیم آن ها؟


عناوین و اسم ها چه چیزهایی را در بردارند؟

مشکل از همین جا آغاز می شود. برای BA و BI تعاریف گسترده ای ارائه شده که انواع تکنولوژی و راهکارها را شامل می شوند و گیج کننده تر از آن این است که، این تعاریف معمولاً به جای هم استفاده می شوند. بنابراین باید بفهمیم تفاوت «هوش تجاری» و «تحلیل تجاری» در چیست و آیا در کل تفاوتی میان آن ها وجود دارد؟

«تحلیل تجاری» به چه معناست؟

BA یک تعریف کلی برای توصیف راهکارها و فناوری هایی است که می­ توانید به منظور جمع آوری و بررسی داده های شرکت خود از آن ها استفاده کنید. با استفاده از BA می توانید به برنامه ریزی تجاریتان کمک کنید و عملکرد آتی شرکتتان را سرعت ببخشید. به طور معمول در این راهکار، از مدل سازی و تحلیل های آماری برای فهم رخدادهای پیشین و پیش بینی دقیق رخدادهای آینده استفاده می شود.

تحلیل تجاری: توصیف راهکارها و فناوری هایی که می­ توانید به منظور جمع آوری و بررسی داده های شرکت خود از آن ها استفاده کنید

«هوش تجاری» چیست؟

BI نیز به جمع آوری و بررسی داده های سازمانی می­ پردازد و با استفاده از این راهکار می­ توان اهداف کاری و روند پیشرفت تجارت را بهتر درک کرد، تصمیمات بهتری برای بهبود عملکرد شرکت گرفت و فرصت های استراتژیک جدیدی برای رشد شرکت به وجود آورد. اما به طور کلی، BI به جای «چرا» گفتن و یافتن دلایل، بیشتر بر روی «چه چیزی» و «چگونه» تمرکز دارد. BI به شما این امکان را می دهد که معیارهای انتخاب شده را در حجمی عظیم و نامرتب از مجموعه داده ها بکار گرفته و  پرس و جو (کوئری)، داده کاوی، پردازش تحلیلی برخط (OLAP) را پوشش دهید.

BI علاوه بر این می تواند عملکرد کسب و کار شما را اندازه گیری کند و امکان پیش بینی های تحلیلی و توصیفی را برای شما به ارمغان آورد. به عبارت دیگر، هم BI و هم BA مشکلات یکسانی را رفع می­ کنند، اما اگر با انبوهی از داده خام و ناقص سروکار دارید و می خواهید کنترل بیشتری بر شیوه ی استفاده از این داده ها داشته باشید یا تمایل دارید تفاسیر و نتیجه گیری های خاص خود را از اعداد، ابزارها و تکنیک هایی را که استفاده می کنید، داشته باشید، بهتر است به جای BA از BI استفاده کنید.

با این تعاریف به نظر می رسد که بحث در مورد این دو راهکار تمام شده باشد اما اینطور نیست. هیچ توافق جامعی بر سر اینکه BI دقیقاً شامل چه چیزهایی می شود یا BA چه چیزهایی را در برمی گیرد یا حتی مرز بین آن ها، وجود ندارد.

BI به جای «چرا» گفتن و یافتن دلایل، بیشتر بر روی «چه چیزی» و «چگونه» تمرکز دارد

مقایسه ی میان تحلیل های پیشگویانه و توصیفی

برخی دیگر از صاحب نظران گفته اند که BI نشان می ­دهد در تجارتتان چه چیزهایی بیشتر رخ داده اند و چه اتفاقاتی بیشتر در حال رخ دادن هستند. BI وضعیت را کاملاً برایتان توصیف می­ کند. نه تنها توصیف، بلکه یک BI مفید جزئیات بسیار ریز و مهم را نیز برایتان توضیح می ­دهد. بنابراین، کار BI ارائه، توصیف و توضیح داده ها درمورد وقایع گذشته و کنونی است و اینکه با این اطلاعات چه کار انجام دهید کاملاً به خودتان بستگی دارد.

در حالت ایده آل شما از اشتباهات گذشته درس خواهید گرفت، بر موفقیت های پیشین تکیه خواهید کرد و از آن ها در تصمیمات کنونی تان استفاده خواهید نمود. با BI شما می توانید موارد مفید و کارساز را تکرار کنید و آن هایی را که کارساز نیستند، تغییر دهید. اما اصولاً در استفاده از BI ، تخصص نقش مهمی ایفا می کند و در موفقیت کسب و کار شما بسیار موثر است. اما در مقابل BA در اصل پیش بینی می کند چه چیزی در آینده رخ خواهد داد. BA با ترکیب تحلیل های پیشرفته ی آماری و مدل سازی به شما خواهد گفت که انتظار چه چیزی را داشته باشید، بنابراین ممکن است انتظار توسعه ی تجارتتان را داشته باشید یا اینکه برای بهبود نتایج و بازدهی، تغییراتی را اعمال کنید.

هر دوی این راهکارها ارزشمند هستند، اما هر یک به شیوه ای متفاوت عمل می ­کنند. خوب است بدانید که پیش از سرمایه گذاری در یک حوزه، به تحلیل های توصیفی و پیش گویانه نیاز خواهید داشت.

برای مثال، بسیار خوب است که راهی برای پیش بینی در مورد رشد آتی خود بیابید، اما اگر نتوانید داده های اساسی را درک کنید، قادر نخواهید بود به خوبی این پیش بینی ها را متوجه شوید، یا اگر نتوانید داشبورد مدیریتی خود را آن طور بررسی کنید که ایده هایی را به شما بدهد که دقیقاً به آن ها نیاز دارید، ممکن است در برنامه ریزی تجاری خود دچار محدودیت شوید.

تحلیل تجاری بخشی از هوش تجاری است

یکی دیگر از نظرات در مورد وجه تمایز این دو مفهوم این است که BA بخش پایانی BI محسوب می شود. هوش تجاری (BI) با کاربران ارتباط داشته و سلف سرویس است. یعنی خود افراد می توانند بدون نیاز به متخصصان از آن استفاده کنند ( مثل استفاده از داشبوردهای مدیریتی و عملکرد آن ها).

در گذشته بخش های مشکل BI توسط متخصصان IT اجرا می ­شدند که نتیجه ی آن گزارش های آماری بود. اما با ظهور BI های سلف سرویس، افراد با داشتن زمینه ی مناسب و بدون نیاز به هیچ متخصصی می توانند از این ابزارها برای تولید داشبورد خودشان، بررسی و کنترل داده ها استفاده کنند.

اما شاید هم هوش تجاری بخشی از تحلیل های تجاری است!

اهمه ی متخصصان این عقیده را ندارند که تحلیل تجاری بخشی از هوش تجاری است! برخی ها BA را به عنوان یک مجموعه ی جامع می بینند که شامل انبار داده ها، مدیریت اطلاعات، تحلیل های پیشگویانه، گزارش دهی و دیگر موارد است. در این نگاه BI به عنوان شاخه ای از تحلیل تجاری مطرح می شود. اگر اینگونه به قضیه نگاه کنیم، BI هنوز هم بخش «توصیفی» تحلیل داده است، اما BA دربرگیرنده ی BI است.

در آخر افرادی هستند که می گویند تفاوت میان این دو راهکار بی معنی است. هیچ تفاوت واقعی میان این دو راهکار وجود ندارد و حتی اگر هم تفاوتی وجود داشته باشد، چندان مهم نیست که به آن توجه شود.

هنگامی که راهکارهای نرم افزاری جدید با یکدیگر اشتراکات زیادی دارند، تعیین دقیق اینکه کدامیک به BI و کدامیک به BA مربوط می شوند دشوار است. در یک نگاه بدبینانه معمولاً هنگامی که فروشندگان، محصولات جدیدی را تبلیغ می­ کنند، به جای ارائه ی توضیحی دقیق، از این اصطلاحات محبوب و جدید به عنوان کلماتی کلیدی در تبلیغاتشان استفاده می کنند!

اصطلاحات مهمتر است یا مفاهیم آن ها؟

سوالی که الآن در ذهن بسیاری از ما است، این است که اگر تمامی این ها به معناشناسی مرتبط می شوند، پس دیگر چه اهمیتی دارند؟ یکی از دلایلش این است که: باید بدانید برای داشتن ایده های جدید، بهتر است از چه ابزار، فناوری و راهکارهایی استفاده کنید. ما می توانیم تا ساعت ها در مورد اینکه کدام یک از تعاریف BA و BI درست تر هستند، بحث کنیم. اما مشکل واقعی اینجاست که افراد مختلف از آن ها برای اشاره به موضوعات بسیار مختلفی استفاده می کنند. یعنی اینکه اگر تصمیمات تجاریتان را بر اساس تحلیل تجاری در مقابل هوش تجاری بگیرید، کمک چندانی به کارتان نخواهد کرد. مسئله ی مهم این است که دریابید در کسب و کارتان چه خبر است نه اینکه آیا فروشنده ها محصولاتشان را با نام BI می­ فروشند یا BA.

بر چیزی که از سیستم انتظار دارید، تمرکز کنید. تا چه حد به ایده های جزئی نیاز دارید؟ افرادی که با آن ها سروکار دارید تا چه حد با تکنولوژی آشنایی دارند؟ به چه میزان کنترل و تصورسازی بر کل فرآیند و منبع داده نیاز دارید؟ آیا بیشتر تمایل دارید ببینید چگونه به اینجا که هستید رسیده اید، یا می ­خواهید ببینید در آینده به کجاها خواهید رسید؟ این پرسش ها به شما کمک خواهند کرد که کار خود را درست آغاز کنید. نیازتان به داده ها چه در جهت تحلیل های توصیفی باشد و چه در جهت تحلیل های پیش گویانه، سبب جهت گیری تجارتتان در مسیر درست خواهند شد، بدون توجه به الفاظ و اصطلاحاتی که برای این ابزارها وجود دارند.

مطالب پیشنهادی

درج دیدگاه

You have to agree to the comment policy.

*